یک جملۀ خبری غمگین
نگاهی به مجموعه «حرفی بزرگتر از دهان پنجره»
آرش شفاعی/ به نقل از روزنامۀ قــــــدس
شاید شما نیز پس از خواندن چند مجموعه از شاعران جوان امروز ، از نزدیک بودن فضای حسی و مضمونی شعرهای این شاعران شگفت زده و شاید دلخور شوید و با خودتان بگویید شاعران امروز ما از روی دست هم می نویسند و مضمون ها و فضاهای حسی شعرشان را در سروده های یکدیگر تکرار می کنند.
این قضاوت درست است و درست نیست . درست است برای این که شاعران امروز و بخصوص شاعران جوان ، در بسیاری از موارد تجربه های شبیه به هم را در سروده هایشان تکرار می کنند و پیدا کردن مجموعه ای که از نظر مضمون و فضا با کلیت جاری شعر امروز متفاوت باشد چیزی در حد کیمیاست و البته این قضاوت درست نیست چرا که به راستی این گروه از شاعران ، حدیث نفس و زندگی خود را در شعر بازتاب می دهند .
مساله در این است که شاعران امروز ما دچار فقر در تجربه های زیستی اند. شاعران دیروز ، روزگار خود و روزگار پیش از خود را به همراه مجموعه ای از معارف و علوم زمانه درونی کرده بودند و در حوزه ی زندگی شخصی نیز تجربه ها ی متفاوت اما تاثیرگذاری داشتند اما بسیاری از شاعران و هنرمندان امروز ما ، دچار دغدغه ها، حسرت ها، دل بستگی ها، غم ها و شادی ها و از همه مهم تر زندگی های شبیه به هم هستند و همین یکسانی در تجربه های زیستی است که شعر امروز ما را دچار یکدستی فضا و مضمون در برآیندی کلی کرده است .در این میان چیزی که شاید به کمک یک شاعر حرفه ای بیاید ، یکی توانایی حسی قدرتمند است که بتواند بیش تر و موفق تر از دیگر همانندان خود مخاطبانش را درگیر کند و دیگری توانمندی های تکنیکی و زبانی بیشتر که شعر وی را در فرم برجسته کند .
به نظر می رسد لیلاکردبچه در دومین مجموعه خود" حرفی بزرگتر از دهان پنجره" سعی کرده است در حوزه فرم شعر خود را برکشد و اگر از نظر مضمونی بسیاری از شعرهای او بازسرایی تجربه های عادی زندگی یک زن روشنفکر طبقه متوسط شهری است ( و به همین دلیل به شعرهای بسیاری از همانندان خود نزدیک و شبیه ) ، در زبان و تکنیک به ایجاد مرزهایی با دیگر شاعران روزگارخود توفیق یابد.
از این شاعر پیش تر مجموعه " صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر- چاپ دوم 1390-دفتر شعر جوان" منتشر شده است . بررسی تطبیقی این دو مجموعه نشان می دهد که مجموعه دوم از نظر ساحتاری ، توجه به ساخت فرمی پرداخت شده تر و حرکت به سمت تشخص زبانی از مجموعه قبلی قدرتمندتر است اما به همان نسبت ، تعداد شعرها یا سطرهایی که از نظر حسی مخاطب را درگیر خود کند کمتر و کمتر شده است اگر چه گاه در همین مجموعه به شعرهایی بر می خوریم که هنوز دارای پتانسیل حسی خوبی هستند نظیر این شعرها یا سطرها:
سی ساله ام / و این یک جمله خبری غمگین است
یا:
مسافر کناری ام که پیاده شد/ پنجره ای گیرم آمد/ باقی مسیر را گریستم
یا:
فراموش می شوم / راحت تر از ردپایی بر برف/ که زیر برفی تازه دفن می شود
اما در نگاهی کلی ، درگیر شدن شاعر در روایت های حسی بسته ، تجربه شده و تکرارشده در فضای کتاب نشان گر این است که شعرهای کردبچه ، هر چه قوام فرمی بیشتری می یابند ، از نظر حس و عاطفه ای که لازمه جذب مخاطب است فقیرتر می شود.این در حالی است که شاعر ، در فرم دست به تجربه هایی زده است که در کتاب پیشینش نبود.
توجه به موسیقی درونی و بهره مندی از ظرفیت های پنهان قافیه یکی از این تجربه هاست که البته هنوز استفاده ی شاعر از این ظرفیت ، چندان نیست :
غمگین/ برای دری که باز اگر نشود/ غمگین /برای قصه ای که آغاز اگر نشود...
یا:
نگاه می کنی / و چشم هایت چقدر خسته اند/ انگار از تماشای منظره ای دور برگشته اند
یکی دیگر ازاین شکل تجربه ها ، استفاده از شکل تصویری چینش کلمات است که برای مثال در شعر "ترس" استفاده ی پراکنده و غیر منظم از کلمه " قرص" حس پراکنده شدن یا ریختن مشتی قرص بر زمین را القا می کند یا در شعر خوشبختی استفاده از شکل سوالات چهارگزینه ای در میانه ی شعر و حالت خشک و سلبی سوالات امتحانی ، نوعی طنز را برای شاعری که در میان انتخاب های از پیش تعیین شده به دنبال خوشبختی است می رساند.
یکی دیگر از گریزگاه هایی که می تواند به شاعر در رسیدن به زبانی متشخص تر ودارای کارکردهای زیباشناسانه بیشتر کمک کند بهره مندی از ظرفیت کلمات و ورود به لایه های معنایی چندگانه آن هاست .برای مثال وقتی شاعر می گوید:
من / شاعری خانگی ام / با حرف هایی بزرگ تر از دهان قرص پنجره هایم.
کلمه قرص می تواند مدلولی باشد که علاوه بر دلالت صریح به بسته بودن سفت و سخت پنجره های روبروی شاعر ، با بهره مندی از معنای دیگر کلمه قرص ( دارو) می تواند با دلالتی ضمنی، افسردگی ، پریشانی و نیاز به خوردن قرص را هم القا کند. نکته مهم در این میان این است که اگرچه گاه شاعر تلاش هایی برای بهره مندی از این ظرفیت کلمات انجام داده است ، بسامد چنین بهره کشی های هوشمندانه ای از زبان در شعرهای لیلا کردبچه هنوز اندک است.